تبليغاتX
نهايت آرامــش - تو...

نهايت آرامــش

در سكوتي اسيرم كه سرشار از طنين صداي توست

ودنيايي دارم براي زندگي كه تو آن را به من بخشيدي !

در رويايي سير ميكنم كه تنها صاحبش تويي و

رازهايي را با خود زمزمه ميكنم كه محرم اسرارش تويي !

در درياي بي اماني شناور شده ام

 كه پناهش بي پناهيس و

حاله ي هميشگيه اوهام بر جان آن سايه افكنده

و تواي تنها آرامشش !

دلم را به تو ميسپارم تا سكوتم را بشكني"دنيايم را

با وجودت آذين كني"رويايم را باور كني"

همراز هميشگيم شوي و ساحلي از عشق در درياي

بيكران دلم بنا كني !

تورا تا هميشه دوست خواهم داشت اي بهترين بهترينم...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 3:29 توسط


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

...
تو نيستی؛
اما يادت هميشه با من است
همچون مرهمی برای زخم کهنه ام
ولی فکر نبودنت
خود بهانه ايست
برای اينکه
از سربگيرم
گريه ی شبانه ام را...
بي آنكه بخواهم انتظارت را ميكشم
حتي با اينكه ميدانم نخواهي آمد
باز هم ثانيه ها را يك به يك ميشمارم...
تشنه تر از كوير ميمانم
در انتظار طنين صدايت
و گاه احساس ميكنم
پريشان تر از باد ميشوم
در ميان خاطرات با تو بودنم...
ميخواهم دوباره آغاز كنم
اينبار از دريا به سرچشمه باز ميگردم...
دريا اينجاست، اما؛
دريا را رها خواهم كرد
زلال آب چشمه را ميخواهم
در خنكاي بامداد
من تو را می خواهم ای همنفس ترین همزاد!!!
...

---------------------------------------------------------
يادم بماند که
لزومي ندارد
همانقدر که تو براي من عزيزي
من هم برايت عزيز باشم!


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1387

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385




    تعداد بازديدها: