تبليغاتX
نهايت آرامــش

نهايت آرامــش

كاش مي دانستي
عشق من معجزه نيست
عشق من رنگ حقيقت دارد
اشك هايم به تمناي نگاه تو فقط مي بارد
كاش مي دانستي
دختري هست كه احساس تو را مي فهمد
دختری از تب عشق تو دلش مي گيرد
دختری از غمت امشب به خدا مي ميرد
كاش مي دانستي
                          
تو فقط مال مني
تو فقط مال همين قلب پر  احساس مني
شب من با تو سحر خواهد شد
تو نمي داني من
چه قدر عشق تو را مي خواهم...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 3:25 توسط


این  روزها

برگهای تقویم را

تنها

در حسرت شنیدن (دوستت دارم)

ورق می زنم...

روز عشق مبارک عزیزم... دوستت دارم!

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 3:27 توسط


باران باشد
تو باشی
یه کوچه ی بی انتها
                           به دنیا می گویم خداحافظ

 

              

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 3:21 توسط


دائم به چشمانت خيره ميشوم
اما هيچ چيز جز مهرباني را در ابگينه ي عمرم نميابم.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386 3:5 توسط


کاش بدونی نبودنت ، ندیدنت

 

 یا واسه همیشه رفتنت

 

هرگز بهونه نمی شه

 

واسه از یاد بردنت ...

دوستت دارم عزیزم

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 2:42 توسط


زماني مي انديشيدم كه تو را دوست دارم
زماني رنج بردم كه شايد مرا دوست نداشته باشي
زماني احساس ميكنم مرا دوست داري
و در ان هنگام بي نهايت خوشبختم... حتي اگر فقط احساسش باشد...
مگر نه اينكه حس خوشبختي خوده خوشبختيست؟
زماني كه در برابر تو هستم
فكر ميكنم برایت بي تفاوتم
اما همينكه دور ميشوم غم تنهايي در انبوه انسانها بر من غلبه ميكند...
واين هيچگاه يك سويه نميباشد.
و زماني كه احساس ميكنم تمام وجودم در تو خلاصه ميشود دوريت برايم طاقت فرسا ميشود.
زماني احساس ميكنم كه شايد ديگري تو را دوست بدارد...
در ان وقت است كه حسادت زنانه ام اوج ميگيرد تا بي نهايت....
و ان زمان است كه احساس ميكنم ان معبد استثنايي در قلبم فرو ميريزد...
ولي تو مرا نجات خواهي داد...
ولي اكنون نمي انديشم... احساس نميكنم.... باور دارم كه تو را دوست دارم.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386 2:57 توسط


دلم گرفته بود اومدم تا با تو ... درد دل کنم نمی دونم چي بگم؟ فقط این رو بدون که دیوانه وار عاشقتم ... عاشقی که به خاطر تو هیچوقت نميميره..عاشقی که به خاطر تو همیشه بی تاب مي مونه..عزیز دلم عاشقونه می پرستمت چون که لایق پرستشی! با تو مي مونم چون که موندنی ترینی توي دلم تا روز قیامت!

خیلی حرفا هست تو دلم که گنجایش این صفحه ها را نداره کاش پیشم بودی تا دلم آروم می گرفت.

روز و روزگار خوش است٬ تنها دله من است که دل نیست!

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386 2:49 توسط


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

...
تو نيستی؛
اما يادت هميشه با من است
همچون مرهمی برای زخم کهنه ام
ولی فکر نبودنت
خود بهانه ايست
برای اينکه
از سربگيرم
گريه ی شبانه ام را...
بي آنكه بخواهم انتظارت را ميكشم
حتي با اينكه ميدانم نخواهي آمد
باز هم ثانيه ها را يك به يك ميشمارم...
تشنه تر از كوير ميمانم
در انتظار طنين صدايت
و گاه احساس ميكنم
پريشان تر از باد ميشوم
در ميان خاطرات با تو بودنم...
ميخواهم دوباره آغاز كنم
اينبار از دريا به سرچشمه باز ميگردم...
دريا اينجاست، اما؛
دريا را رها خواهم كرد
زلال آب چشمه را ميخواهم
در خنكاي بامداد
من تو را می خواهم ای همنفس ترین همزاد!!!
...

---------------------------------------------------------
يادم بماند که
لزومي ندارد
همانقدر که تو براي من عزيزي
من هم برايت عزيز باشم!


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1387

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385




    تعداد بازديدها: